پایان نامه فارسی

پیوند عضو از منظر اصول حقوق بین‌الملل بشر

دانشگاه / موسسه: دانشگاه شیراز
استادراهنما: نادر مردانی
استادمشاور: فرهاد طلایی
محل نشر: شیراز
تاریخ نشر: 1397
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
مشخصات ظاهری: 20 ص.
زبان: فارسی
آدرس اینترنتی: https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/d23e61d0c967997f6df42bfd3eb726be

در طول چند دهه گذشته، پذیرش پیوند عضو به عنوان یک شیوه درمانی جهت درمان بیماری‌های صعب العلاج، مستلزم اخذ مجوزهای اخلاقی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و حقوقی متناسب با شرایط هر جامعه بود. مواجهه ادیان و مذاهب مختلف با این پدیده نیز در تغییر دیدگاه اجتماعی بسیار حائز اهمیت است چه بسا که مستقیماً با افکار عمومی گره خورده است. در فرآیند پیوند، محور اصلی تمام موضوعات، بیمار به عنوان انسان قرار دارد و حفظ شأن او مهم‌ترین وظیفه محسوب می‌‌شود. در این راستا پژوهش حاضر، که با روش توصیفی و تحلیلی نگاشته شده، و نیز با هدف تأکید بر اصول حقوق بین‌الملل بشر (حق حیات، سلامت و آموزش) به عنوان اصولی که با موضوع پیوند عجین هستند، سعی دارد تا میزان همپوشانی این اصول با پیشرفت‌های نوین حوزه پزشکی پیوند را با تأکید بر اسناد حقوقی موجود بررسی نماید. اسنادی مانند کنوانسیون حمایت از حقوق بشر و شأن انسانی با توجه به کاربرد زیست-شناسی و پزشکی: کنوانسیون حقوق بشر و زیست پزشکی، که اصول حقوق بشری همراه با عوامل ضروری جهت پیوند را ذکر می‌کند. به همین دلیل این پایان نامه در پی پاسخ به این پرسش است که اصول حقوق بشر تا چه حد پیشرفت‌های پزشکی در حوزه پیوند عضو را پوشش می‌دهند و محتوای اسناد حقوقی تا چه میزان با این حوزه منطبق است؟ گستره جایگاه اجتماعی و حقوقی پیوند عضو و ابعاد نوین آن (پیوند بافت و سلول) تا چه حد است؟ گستره حقوق دهنده و گیرنده عضو (به عنوان بیمار)، در فرآیند پیوند عضو در قوانین تا چه حد رعایت می‌شود؟ متناسب با نظام حقوقی هر کشور (به ویژه کشورهای پیشگام در عرصه پیوند عضو)، قانونگذار داخلی تا چه حد، مطابق با اصول حقوق بشر به وضع قانون درباره پیوند عضو پرداخته است؟و در پاسخ به این پرسش‌ها می‌توان این فرضیه‌ها را مطرح بیان کرد که، از ابتدای طرح موضوع پیوند عضو تاکنون، از نظر بین‌المللی در زمینه وضع قوانین، فعالانه اقدام شده است. تصویب کنوانسیون‌های بین‌المللی در این مورد و قطعنامه‌های سازمان بهداشت جهانی نمونه‌های متقن و قاطع اهمیت دادن به مسئله پیوند عضو است. موضوع پیوند عضو، در زمان ظهور، قوانین متعددی را به خود معطوف نموده است. اما قواعد حقوقی بین‌المللی، بنیادی‌ترین اصول را (به ویژه در مورد حقوق بیماران) در این حوزه به طور مکرر مطرح می-کنند. همچنین به نظر می‌رسد ابعاد نوین پیوند مانند پیوند سلول و بافت نیز به تدریج جایگاه اجتماعی و حقوقی مطلوبی را به دست آورده است. همان‌گونه که حق بر حیات و سلامت در حقوق بشر از پایه‌ای‌ترین اصول و حقوق بین‌الملل بشر به شمار می‌آیند، بنابراین در حوزه پیوند عضو که به وجهی، نمود عینی تقابل حیات و سلامت محسوب می‌شود نیز حقوق دهنده و گیرنده عضو در بالاترین حد ممکن رعایت می‌شود. بر طبق نظام حقوقی حاکم بر هر کشور و نیز شرایط فرهنگی، مذهبی و اجتماعی خاص هر کشور، نحوه مواجهه قانونی با موضوع پیوند عضو متفاوت است. اما ورای این موضوع به وضوح دیده شده است که در بعضی از کشورها از ابتدا، قوانین را متناسب با نحوه انجام پیوند و گستره اجتماعی آن تدوین کرده و به طور مکرر این قوانین را هماهنگ با پیشرفت‌های پزشکی بین‌المللی و نیاز جامعه جرح و تعدیل کرده‌اند. با این حال یافته‌های کلی پژوهش مبتنی بر این امر است که به واسطه کشف ابعاد نوین پیوند (از جمله پیوند سلول‌های بنیادی و بافت‌هایی مانند مغز استخوان) حقوق بیماران (دهندگان و گیرندگان بافت یا عضو) گسترش یافته و به طور خاص حقوق بیماران در فرآیند پیوند، متناسب با حفظ شأن انسانی را نیز شامل می‌شود. حفظ حیات و سلامت اهداکننده و گیرنده در وهله اول از جمله حقوق آن‌ها و از وظایف کادر درمانی به شمار می‌آید. اما امروزه آموزش و آگاهی از روند درمان ناشی از پیوند و عوارض احتمالی آن که از حقوق اساسی بیماران به ویژه در امر پیوند است را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد و این حقوق را برای مردم یک جامعه ضرورت می‌بخشد. نیات بشردوستانه در مورد پیوند عضو و بافت، حتی از اهداکننده زنده، سبب نمی‌شود حقوق آن‌ها در مقررات ویژه‌ای تدوین و تنظیم نشود و تحت عنوان کلی حقوق بیماران ولو بدون استناد به این حقوق توسط بیماران یا خانواده‌های آن‌ها، مسکوت باقی بماند و پیشرفتی در تنظیم مقررات و قوانین در این خصوص رؤیت نشود.
واژه‌های کلیدی: پیوند عضو، اخلاق زیستی.

فایل‌های پیوست

📎 c.pdf

گراف ارتباطات محتوا

دانشجو موضوع دانشگاه / موسسه