مشهور فقها قائل به لزوم اجتهاد در قصا در عصر غیبت هستند. در مقابل تعدادی از فقها برخلاف قول مشهور شرط اجتهاد را در قضا لازم نمی دانند و قضا غیر مجتهد رادر صورت ماذون بودن و احراز سایر شرایط جایز می دانند و در واقع نصب مجتهد در نصوص به صورت انحصاری نیست و نصب مجتهدان برای ممنصب قضا عدم صلاحیت غیر مجتهد آگاه را ثابت نمی کند و استدلالهای طرفداران لزوم اجتهاد در قضاتام نیست. اساس قضا کسی که جاهل به احکم است بدان معنا که نه مجتهد است و نه غیر مجتهد کاه آگاه و آشنا به نظرات و فتاوای مراجع تقلید باشد قطعا حرام است و حکمش نافذ نخواهد بود واز طرفی مقلد پس از رجوع به عالم دیگر جاهل اطلاق نمی شود. با فرض پذیرش لزوم اجتهاد قضا مقلد منصوب جایز نخواهد بود اما بنا بر قول به عدم لزوم اجتهاد نصب مقلد در مقام قضا جایز است ولی توکیل بنابر هردو نظریه چه قول به لزوم اجتهاد و جه عدم لزوم آن جایز نمی باشد. همچنین صحیح نیتس که بگوییم نصب منحصر به زمان حضور است چرا که ما نمی توانیم به تعطیل امر قضا و پیآمدهای آن درعصر غیبت قائل شویم. از طرفی هم صرف اجتهاد در قضا نمی تواند صلاحیت تصدی این امر رادر پی داشته باشد چرا که قضا مجتهد نیز اگر بخواهد متولی این امر در زمان حکومت اسلامی بشود باید از طرف ولی ققیه جامع الشرایط اذن داشته باشد. و لزوم اجتهاد برای قاضی را به دوران حکومت جور محدود کنیم.
واژههای کلیدی: قضغا، حکم، ولایت، اجتهاد، قاضی منصوب، عسروحرج، اطلاق
قضا غیر مجتهد در عصر غیبت از منظر فقیهان امامی
موضوع: اطلاق و تقیید، حکم، عسر و حرج (Distress and constriction (Islamic law))، قاضی منصوب، قضاوت (فقه) (Judgment (Islamic law))، ولایت (Velayat)
نویسنده / مولف: آذرپور، محمد رسول
تاریخ نشر: 1394
ناشر: مقاله در کنفرانس بین المللی مهندسی و علوم کاربردی، مرداد 1394، مشاهده 389، ص.: 1-17.
آدرس اینترنتی: https://civilica.com/doc/483408
فایلهای پیوست
📎 ICEASCONF01_562
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
