«حاکمیت قانون» از مهم ترین اصول مطرح و مورد قبول قوانین اساسی همه کشورهای جهان است و مضمون این اصل، حاکمیت قوانین موجود در یک کشور می باشد که در نتیجه آن، همگان در برابر قوانین، مساوی خواهند بود. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با تحدید وظایف و اختیارات کارگزاران و برابرشمردن آنها با دیگر آحاد ملت و همچنین پیش بینی نظارتهای متعدد بر دولتمردان، اصل حاکمیت قانون را به رسمیت شمرده است. از طرفی در شرع مقدس اسلام ، حاکم اسلامی حق دارد راساً بر طبق مصالح عامه اسلام و مسلمین، تصمیمات لازم را اتخاذ نماید. این تصمیمات که «احکام حکومتی» نامیده می شوند، همچون احکام اولیه و ثانویه، واجب الاطاعه خواهند بود که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، طی اصول 5، 110 و 112 تبیین شده اند. حال سؤال مطرح در حوزه حقوق عمومی این است که آیا احکام حکومتی با اصل حاکمیت قانون در تعارض نیست؟ ادعای نوشتار حاضر، این است که احکام حکومتی، نمادی از اصل حاکمیت قانون است. از دلایل فقهی و حقوقی به دست می آید که قانون، اعم از قانون مدوّن و احکام حکومتی می باشد و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر این دیدگاه، صحه گذاشته است. روش این تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی بوده و در تحلیل داده ها به منابع فقهی و حقوقی استناد شده است.
واژه های کلیدی: حاکمیت قانون، حکم حکومتی، ولی فقیه، مصلحت، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
حاکمیت قانون و احکام حکومتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
موضوع: حقوق اساسی -- ایران (Constitutional law -- Iran)، حکم حکومتی (Act of state)، فقه مقاصدی (Maqāṣid (Islamic law))، قانون اساسی -- ایران (Constitutions -- Iran)، قدرت قانونی (Ligitimate Power)، مصلحت (فقه)، ولی فقیه (Wilayat al-Faqih)
نویسنده / مولف: راعی، مسعود، عطریان، فرامرز
ناشر: فصلنامه حکومت اسلامی، بهار 1391، شماره 63، ص.: 123-146.
تاریخ نشر: 1391
آدرس اینترنتی: https://ensani.ir/fa/article/320598
فایلهای پیوست
📎 47.pdf
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
