یکی از مولفه های زبانشناسی جدید توجه به بافت است. در زبانشناسی سنتی،متن همواره در دو لایه ی واژگانی و جملگانی مورد توجه قرار می گرفت و نظر بر آن بود که با فهم معنای واژگان و قواعد حاکم در ساخت جملگانی، میتوان معنای کلام را دریافت؛ اما بر اساس داده های زبانشناسی نوین، کلام هیچگاه فارغ از یک بافت وجود ندارد و همواره کلام بخشی از بافت تلقی می شود.بافت،معنای کلام را متعین کرده و تشخص می بخشد. از منظر زبانشناسی بنا بر یک تقسیم بندی می توان بافت را به دو گونه ی بافت موقعیتی(غیر زبانی) و بافت متنی(زبانی) تقسیم کرد. منظور از بافت موقعیتی هر آن چیزی است که متن با توجه به آن و در ارتباط با آن تولید می شود و منظور از بافت زبانی زنجیره ی واژگانی و عناصر زبانی بر روی محور جانشینی و محور همنشینی است. از سوی دیگر، اصولیون مسلمان برای تعیین موضوع و تعیین حکم، دو مقوله ی قرائن حالیه و مقالیه و عرف را مد نظر داشته اند. که قرینه حالیه متنجز از اوضاع و احوال است و قرینه مقالیه متنجز از لفظ می باشد. حال با نگاهی دقیق تر ، در می یابیم که قدما نیز توجهی جزئی به بافت زبانی داشته اند و این نوع بافت را بیشتر در محدوده قرینه بررسی کرده اند.با این تفاوت که قرینه، در سطح جمله محدود شده در حالیکه بافت زبانی علاوه بر سطح جمله، در حد پاراگراف، متن یا حتی ارتباط متون با یکدیگر مطرح است. اما اشکال اینجاست که این دسته از معنی شناسانی که صرفاً به مطالعه معنی درون زبانی یا مفهوم، دل خوش کرده اند معنی جمله را صرفاٌ منوط به جهان زبان می دانند و از حیطه ی آن خارج نمی شوند؛ ولی آیا به واقع محیط خارج از زبان هیچ تاثیری در معنی جملات زبان ندارد؟ دانشمندانی در علم زبانشناسی جدید، جواب این پرسش را داده اند. آن ها معتقدند معنا تنها از طریق زبان حاصل نمی شود بلکه باید سیاق و بافت غیر زبانی (موقعیتی) را مورد توجه قرار داد چرا که معنای جمله،جدا از بافت و بخصوص بافت موقعیتی آن به دست نمی آید. حتی این محیط خارج از زبان می تواند وضعیتی بوجود آورد که معنای جمله، عکس همان جمله در بافت زبانی باشد. از آن سو در دانش اصول فقه نیز برای تعیین و تحدید مفاهیمِ الفاظ وارد در خطابات شرعیه و همچنین تعیین مراد و مقصود متکلم، به عرف رجوع می کنند که عبارت از آن روشی در گفتار یا کردار یا ترک آن دو است که بین مردم شناخته شده و طبق آن مشی می کنند؛ که از این جهت و جهات دیگری که به آن خواهیم پرداخت با بحث بافت موقعیتی علم زبانشناسی تطابق پیدا می کند. لذا پژوهش حاضر در صدد است با مقایسه دو مولفه ی بافت و عرف، به شناخت بهتری از این دو مولفه دست یافته و از دست آورد های دانش زبانشناسی و اصول فقه برای پیشبرد مباحث این دو دانش بهره گیرد. سوال اصلی: مقایسه تطبیقی بافت در زبانشناسی و عرف در اصول فقه چگونه است؟ سوالات فرعی : 1.وجوه اشتراک مولفه ی بافت در زبانشناسی و عرف در اصول فقه چیست؟ 2.وجوه افتراق مولفه ی بافت در زبانشناسی و عرف در اصول فقه چیست؟
مقایسه تطبیقی بافت در زبانشناسی و عرف در اصول فقه (فایل منبع موجود نیست)
دانشجو: سلطانی بناوندی، زهرا
دانشگاه / موسسه: دانشگاه شهید باهنر
استادراهنما: مرتضی عرب
محل نشر: کرمان
تاریخ نشر: ۱۴۰۱ش.
زبان: فارسی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
آدرس اینترنتی: https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/9f5a42f7368c98fc471fc08c670f7871
استادمشاور: عبدالرضا محمد حسین زاده
گراف ارتباطات محتوا
دانشجو موضوع دانشگاه / موسسه
