شهروندی اصطلاحی است که در سالهای اخیر وارد ادبیات سیاسی و حقوقی نظام اسلامی شده است. این مفهوم اگرچه در معنای مدرن آن از دستاوردهای دنیای غرب تلقی میشود و منظر غرب محور، در الگوهای دیگر چنین تعبیری وجود ندارد، اما به نظر می رسد مسأله شهروندی امری عام و فراگیر است. شهروندی از جایگاه فرد در عرصه سیاسی- اجتماعی حکایت می کند و حقوق و تعهدات او را در عرصه ای عمومی بیان می دارد. با این نگرش می توان از الگوی شهروندی در جامعه اسلامی نیز سخن گفت. بنابراین، روح و محتوای آن چیزی تازهای نیست بلکه در آموزههای فقهی و حقوقی اسلام همواره وجود داشته است؛ براین اساس شهروندی را نمیتوان ناسازگار با شریعت تلقی کرد. فرضیه تحقیق این است که الگوی شهروندی درعینحال که یک مفهوم مدرن است و در چارچوب اندیشه و تفکر غرب تعریف شده است؛ اما روح آن که همان «انسان سیاسی – اجتماعی دارای حق و تکلیف» است، اسلام دینی جامعی است که در عرصه سیاسی – اجتماعی نیز دیدگاه خاص خود را دارد. در شریعت اسلامی وجود دارد و با تأمل در آموزههای شریعت، میتوان این حقوق و تکالیف را که جوهره اصلی شهروندی است، به دست آورد. نمود بارز این امر را می توان در استخراج و انتساب جامعه مدنی به صدر اسلام یافت. هر چند جامعه مدنی مفهومی مدرن است، اما این امر مانع از جستجوی ریشه ها و بنیادهای آن در سنت و گذشته اسلامی نخواهد شد. آنچه اهمیت مسئله را به اثبات میرساند، این است که امروزه رعایت حقوق و تکالیف شهروندی و نهادینه شدن آن در نظام سیاسی و حقوقی، معیار توسعهیافتگی کشورها و کارآمدی نظامهای سیاسی و حقوقی تلقی میشود. هدف تحقیق این است که مفهوم و الگوی شهروندی را در آموزههای شریعت شناسایی و الگوهای مناسب شهروندی در جامعه اسلامی تبیین نموده و معیارها و مبانی آن را استنباط کند تا در نهایت، حقوق و تکالیف شهروندی بر مبنای آن، تعریف و ارزیابی شوند. بدین جهت مسأله ای که در این زمینه مطرح است، بررسی چگونگی نگرش منابع اسلامی و به ویژه سیره معصومان (ع) به جایگاه فرد در عرصه سیاسی- اجتماعی و چگونگی عضویت وی در آن، و نیز حقوق و وظایف او می باشد. در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان داده است که بهرغم نوظهور بودن اصطلاح شهروندی، ابعاد مفهومی و ضرورت پاسداشت آن، در آموزههای اسلامی موردتوجه و تأکید شارع قرار گرفته است. ابعاد حقوق و تکالیف شهروندی و لزوم رعایت حقوق و تکالیف شهروندان بدون اعمال مُمیزاتی چون نژاد، زبان، جنسیت و حتی مذهب (در قدر متیقنی از این حقوق)، در منابع فقه اسلامی بهوضوح قابلمشاهده است، از این رو، نظام سیاسی اسلامی مبتنی بر آموزههای دینی- اسلامی موظف اند حقوق شهروندان را محترم شمرده و بر تأمین و حراست از آن همت گمارند. در برابر شهروندان نیز مکلفاند، به تکالیف دولت اسلامی گردن نهند.
واژه های کلیدی: شهروندی، رعیت، امت، فقه اسلامی، معیار، مبانی، حقوق، تکالیف مشترک، مخالفان سیاسی — عقیدتی.
شهروندی از منظر فقه اسلامی
دانشجو: حسینی، محمد علی
دانشگاه / موسسه: جامعه المصطفی (ص) العالمیه
استادراهنما: قاسم شباننیا
استادمشاور: سید مرتضی تقوی
محل نشر: تهران
تاریخ نشر: 1399
مقطع تحصیلی: دکتری
زبان: فارسی
آدرس اینترنتی: https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/bcacc143422f840f36e8d88e9c09ee52
مشخصات ظاهری: 20 ص.
فایلهای پیوست
📎 672033-sample
گراف ارتباطات محتوا
دانشجو موضوع دانشگاه / موسسه
