در طی قرون متمدن ستم و رنجهایی در ادیان غیر اسلامی وعرب جاهلیت بر زنان وارد شده، و بسیاری ازحق و حقوقشان محروم بودند. و با ظهور اسلام، ارزش و منزلتی که برای زن قائل بود، زن توانست به مقام والایی دست پیدا کند و برخی از حقوقی که زن در جامعه ومحیط خانواده از آن محروم بود به او برگردند (ارث، مهریه،…)و به زنان در فعالیت اقتصادی و اجتماعی،سیاسی اجازه داده شد، یکی از مسائل مهم چالش بر انگیز در حوز? مطالعات اسلامی در گذشته به ویژه در سالهای اخیر محل بحث تضارب آرای میان فقها و اندیشمندان بوده مسئله صلاحیت زن برای تصدی امر ولایت سیاسی و مناصب حکومتی دیگر همچون ریاست جهموری و قضاوت و… میباشد، که فقهای مشهور تصدی این مناصب را از شئون ولایت عامه دانسته و با استناد کتاب وسنت، اجماع، و… ذکورت را شرطتصدی این مناصب دانسته در مقابل عدهای دیگر از فقها این دلایل را برای اثبات مدعا ناتمام کافی نمیدانند، و براین اساس تصدی این مناصب برای زنان جایز دانسته و در این تحقیق با بررسی دلائل و مسئولیتهایی که زن در جامعه به عهده میگیرد؛ میتوان نتیجه گرفت، مبانی مستندات رأی مشهور فقهای موافق متقن تر بوده، برای زنان جایز است متصدی رهبری و دیگر مسئولیت های اجرایی از جمله شهادت و حضانت و… در جامعه باشند.
واژههای کلیدی: ولایت، زن، فقه شیعه، حق حضانت، شیعه، عدالت، فقه، قرآن، قضاوت
بررسی سیر تاریخی ولایت سیاسی زن در فقه شیعه
موضوع: حق حضانت (Custody Rights)، زنان (Women)، عدالت (Justice)، فقه جعفری (Islamic law, Ja'fari)، قرآن (Quran)، قضاوت (Judgement)، ولایت (Velayat)
دانشجو: نجفی، بوستان
دانشگاه / موسسه: دانشگاه حکیم سبزواری
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
زبان: فارسی
محل نشر: سبزوار
تاریخ نشر: 1395
آدرس اینترنتی: https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/0219abed7b8140f83b78091fd47b4165
استادمشاور: حسن صادقی سمرجانی
استادراهنما: ناصر سلمانی ایزدی
مشخصات ظاهری: 20 ص.
فایلهای پیوست
📎 58.pdf
گراف ارتباطات محتوا
دانشجو موضوع دانشگاه / موسسه
