گزارش خبری

بررسی مبنایی اختلافات در رؤیت هلال (۲): اقوال و مبانی در رؤیت هلال با چشم مسلح

تاریخ نشر: 1386
ناشر: مجله دکترین مهدویت (سال 1386)
زبان: فارسی
آدرس اینترنتی: https://fa.al-shia.org/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%8A-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D9%83%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%BA%D9%8A%D8%A8%D8%AA/
محل نشر: سایت مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

چکیده:
دین‌گرایی با نهاد بشر سرشته شده و جامعه، عرصه تجلی آن در حیات بشری است. بین دین و دنیا رابطه‌ای وجود دارد که در عرصه اجتماع، به رابطه دین و سیاست بدل می‌شود. رابطه بین این دو در روند تاریخ، در قلمروهای خاص محصور نبوده، بلکه دین‌داران در عمل، حوزه‌های عرفی سیاست را در نوردیده و کارگزاران عرصه سیاست نیز به وفاداری‌های قدسی تمایل داشته‌اند.
در دوره پس از غیبت، علما و فقهای شیعی که نائبان امام عصر (عج) هستند، تا پایان سده دهم، برپایی هرگونه حکومت را نادرست می‌دانستند و برای فراهم کردن مقدمات ظهور می‌کوشیدند. آنان به دلیل جوّ اختناق ضد شیعی، از فعالیت خودداری می‌کردند. علما به صورت فعال وارد عرصه سیاست و همکاری با حکومت‌ها نمی‌شدند. با این حال، محققان بر این باورند که حکومت‌های این دوره از جهات مختلف، مرهون تلاش علما بوده‌اند و در نتیجه زحمات علما، مکتب تشیع از رشد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بالایی برخوردار شده است. به طور کلی می‌توان گفت علمای شیعی در این دوره از مناسبات رسمی و شکل سازمانی در انجام فعالیت‌هایشان بی‌بهره بودند.
از میانه سده دهم به بعد، با تشکیل دولت صفوی و رسمیت یافتن شیعه دوازده امامی، دوران تاریخی تازه‌ای در ایران آغاز شد. هجرت علمای جبل عامل به ایران و همکاری با صفویه باعث شد که سازمان دینی روحانیت شیعی، به دلیل جایگاه والای روحانیت شیعی در جامعه ایران، برای اولین بار به صورت نیمه رسمی در ایران شکل بگیرد. حکام صفویه نیز با درک جایگاه و نفوذ علمای شیعی در جامعه، سعی در برقراری همکاری جهت حفظ مشروعیت حکومت خود داشتند.
با فروپاشی صفویه، این مناسبات به هم ریخت. در دوران حمله افغان‌ها به ایران و فرمان‌روایی نادرشاه، ناامنی و بی‌ثباتی و بی‌توجهی به شأن و منزلت علما، دوره فترت را شکل داد که در پی آن، علما به عتبات مهاجرت کردند.
با تشکیل سلسله قاجار، روند جدیدی در سازمان دینی علمای شیعی ایجاد شد که با ایجاد نظم و امنیت نسبی، محیط برای نقش‌آفرینی دوباره علما فراهم شد. در این دوران، علما همانند دوره صفوی به نظریه‌پردازی مشغول نبودند، ولی برای دفع بحران‌هایی هم‌چون بابیت، بهاییت و تصوف با حکومت همکاری می‌کردند.
در این دوره، با تلاش آیت‌الله بهبهانی، دوران شکوفایی اخباری‌ها خاتمه یافت و اصولی‌ها بر جامعه علمی و دینی ایران حاکم شدند. هم‌چنین به همت علما، مباحثی هم‌چون اختیارات فقها به عنوان نایبان معصوم در عصر غیبت (ولایت عامه فقها) و وضعیت سلطان مأذون از فقیه مطرح شد. دولتیان قاجار به دلیل ترس از قدرت و نفوذ معنوی علما، در ظاهر با حفظ دین‌داری درصدد جلب نظر علما بودند، ولی گاهی برخی شاهان و صدر‌اعظم‌های قاجاری با اعمال برخی اصلاحات، درصدد تضعیف قدرت علما برمی‌آمدند. با وجود تلاش‌های صورت گرفته جهت تضعیف علما، نفوذ معنوی آنها در ایران، در حادثه تحریم تنباکو تجلی یافت و استبداد و استعمار در این واقعه به قدرت واقعی علما در جامعه ایران پی بردند. هم‌چنین در این دوره عواملی همانند هجوم خارجی به ایران، ول‌خرجی شاهان قاجار و رخنه اقتصادی بیگانگان به ایران دست به دست هم داد و باعث اتحاد علما با روشن‌فکران جهت مشروط ساختن اراده و قدرت شاه به سلطنت شدند و علما در جریان مشروطه بسیار تلاش کردند، ولی برخی اشتباه‌ها باعث ناکام ماندن مشروطه در دست‌یابی به اهداف واقعی، در حاشیه قرار گرفتن علما و ایجاد ناامنی و هرج و مرج در جامعه ایران شد. در نتیجه، علما ‌از فعالیت سیاسی دل‌سرد شد. برای رهایی از هرج و مرج و ناامنی، در برابر قدرت گرفتن رضاخان از طریق کودتا، سکوت اختیار کردند. رضاخان نیز جهت حفظ مشروعیت قدرت خود، به دنبال جلب حمایت علما بود. در ابتدای روی کار آمدن رضا شاه، برخی از علما به دلیل مصلحت اندیشی، از دخالت مستقیم در عرصه سیاست خودداری ‌کردند، ولی اصلاحات ضد دینی رضاشاه، موجبات نارضایتی علما را فراهم آورد. رضا شاه تمامی قیام‌ها و مخالفت‌ها در برابر اصلاحات را سرکوب می‌کرد. بدین ترتیب تا سال ۱۳۲۰، فرآیند جدایی دین از دولت (یا به عبارتی علما از حکومت) سرعت گرفت.
با فروپاشی حکومت رضا شاه و باز شدن فضای سیاسی، گرایش همگانی به سوی حوزه‌های دینی گسترش یافت. با این حال، علمایی هم‌چون آیت‌الله العظمی بروجردی با وجود نامشروع دانستن حکومت، از دخالت مستقیم در عرصه سیاست پرهیز داشتند و برای حفظ مصلحت عمومی، اقدامات حکومت را از باب ولایت تنفیذ می‌کردند. در این دوران، آیت‌الله کاشانی و فداییان اسلام، به عنوان نماینده اسلام سیاسی در عرصه مبارزه علیه شاه فعال بودند.
پس از درگذشت آیت‌الله العظمی بروجردی، روند تازه‌ای ایجاد گشت و امام خمینی با احیای مجدد اسلام سیاسی شیعی، درصدد اصلاح حکومت برآمد. پس از آشکار شدن اصلاح ناپذیری حکومت، ایشان دست به مقابله مستقیم با حکومت زد و به رهبری ایشان قیام‌های فراوانی علیه حکومت شکل گرفت. سرانجام با پیروزی انقلاب، تفکر اسلام سیاسی شیعی به پیروزی معنوی در جامعه ایران دست یافت.

فایل‌های پیوست

📎 41.pdf