مسأله دائم یا موقّت بودن احکام فقهی همواره مورد بحث و مناقشه قرار داشته و در سالهای اخیر 1، در نتیجه پرسشها و نقدهایی که جریان نواندیشی دینی به ویژه در جهان عرب(تحت عنوان «تاریخیه الأحکام» 2) مطرح ساخته، بیش از پیش و در قالب عناوینی همچون «جایگاه زمان و مکان در استنباط» مورد توجّه قرار گرفته است. در این میان تفاسیری که از «تاریخمندی» احکام ارائه میشود نیز متفاوت است. برخی معتقدند که احکام فقهی یکسره تاریخمند بوده و از این رهگذر کارآمدی فقه در دنیای معاصر را به نقد گرفتهاند. (برای نمونه نک: مجتهد شبستری، نقد بنیادهای فقه و کلام، ص 353) گروه دیگر از زوایهای متفاوت به تاریخمندی احکام نگریسته و بر این باورند که متن دینی دارای حقیقتی متعالی و والاست که البته با گذشت زمان و ایجاد تغییرات بسیار در زبان، شرایط اجتماعی و عوامل دیگر به ناچار بر این حقیقت غبار مینشیند که امروزه با استفاده از شیوههای نوین فهم متن باید این غبار را زدود تا به آن معنای نهفته در پس این الفاظ کهنه شده دست یافت. این دسته بر خلاف گروه نخست، متن دینی را ذاتا تاریخمند نمیدانند.(برای یافتن توضیح بیشتر و نقد نگاه گروه نخست نک: حب الله، شمول الشریعه، بحوث فی مدیات المرجعیّه القانونیّه بین العقل والوحی، ص 668-667) در نهایت، گروهی نیز به ابدیت احکام فقهی معتقد هستند و برای اثبات آن نیز به دلایل عقلی و نقلی تمسّک مینمایند.(البته عمده مستندات این گروه، نقلی است)…
تاریخمندی یا ابدیت شریعت؛ استناد به روایت «حلال محمد…» در بوته نقد
زبان: فارسی
تاریخ نشر: 1399
آدرس اینترنتی: https://tamaddon.kateban.com/post/4546
محل نشر: سایت شریعت نامه - حمیدرضا تمدن
فایلهای پیوست
📎 50.pdf
