مقاله فارسی

عقل و خطوط قرمز

نویسنده / مولف: معین زاده، مهدی
تاریخ نشر: 1378
آدرس اینترنتی: http://jpt.isca.ac.ir/article_21054.html
ناشر: فصلنامه نقد و نظر، زمستان 1378، شماره 21-22، ص.: 136-159.

شوراى عالى واتیکان در سال 1870 اساسنامه‏اى تدوین کرد که در ماده اول از فصل دوم آن آمده بود: «اگر شخصى بگوید که خداى واحد حقیقى را که خالق و خداوند ماست نمى‏توان با نور عقل طبیعى انسان از روى چیزهایى که خلق شده‏اند، به‏طور قطع شناخت، چنین شخصى ملعون باد.» (1)
اگر کسى نداند که مقصود از عقل در این اساسنامه، کدام عقل است و اساسنامه چه کسى را مورد لعن و طعن قرار داده است، در شگفت‏خواهد شد; در شگفت از تمجیدى چنین رسا از عقل توسط کلیساى کاتولیکى که عقلایى چون گالیله را پشت میز محاکمه نشانده است. لعن اساسنامه آشکارا متوجه ایمانوئل کانت است و اشاره به برانداختن مابعدالطبیعه سنتى توسط او دارد. نفرت اصحاب کلیسا از او تا بدان حد بود که کشیشان، سگان کلیسا را به نام او مى‏خواندند. (2) اما مقصود از عقل در این اساسنامه چیست؟ و اصولا عقلانیت کلیساى قرون وسطى چگونه عقلانیتى است؟
بسیارى برآنند که قرون وسطى را مى‏توان عصر ظلمت، (Dark Ages) نامید; چرا که در این قرون متمادى، «ایمان و اعتقاد کور به حقیقت مطلق دیانت مسیحى حجاب استفاده طبیعى از نور عقل شده و در نتیجه فلسفه به وسیله‏اى در دست علماى بى‏قید الهیات مبدل گردیده است و آنگاه در حدود اواخر قرن پانزدهم با تشریک مساعى معتقدان به مذهب اصالت انسان، (Humanism) و مصلحان دینى، دوره جدیدى شروع شده که دوره تفکر صرفا تحصلى و عقلى است و ما اکنون در آن به سر مى‏بریم.» (3)

فایل‌های پیوست

📎 23.pdf

گراف ارتباطات محتوا

نویسنده / مولف موضوع