نظام حقوقی اسلام، نهادی تأسیس کرد که بر اساس آن، پیروان ادیان سهگانه- یهود، مسیحیت و زردشتیان- به شرط پذیرش قراردادی زیر عنوان «ذمّه»، در بسیاری از حقوق و تکالیف شهروندی با مسلمانان، همانندی میجویند؛ در همین حال، هیچگاه از حقوق برابر برخوردار نمیشوند. در سالهای اخیر دانشیان مسلمان، تلاش کردهاند تا این حکم را توجیه کنند و تبعات منفی آن را به کمترین اندازه فروکاهند.
نگارندگان در این کوتاه سخن کوشیدهاند تا ثابت کنند غالب احکام فقهی قرارداد ذمه، به واسطه تبدل موضوع، تأثیر زمان و مکان، فقه المصلحه و فقه حکومتی، بایسته تغییرند چرا که مفهوم ذمی و بسیاری از احکام پیروِ آن، وابسته به دوران پیشامدرن است، دورانی که مفاهیم کشور، سرزمین، مرز، تابعیت و… هستی نیافته بودند یا در معانی امروزین آن، به کار نمیرفتند.
البته این سخن به آن معنا نیست که هیچگونه دوگانگی قانونی میان شهروندان مسلمان با اهل کتاب، وجود ندارد، چراکه هنوز در برخی از دامنهها همانند: احوال شخصیه، هم چنان، میتوان قائل به دوگانگی بود.
متدولوژی اثر پیش رو، آمیزهای است از نگاه درون فقهی (اجتهاد سنتی با ادله و مستندات فقهی) و نگاه برون فقهی که یک معرفت درجه دوم و بهاصطلاح، فلسفه فقهی است.
واژه های کلیدی: اهل ذمه، اهل کتاب، مسیحیت، یهود، زردشتیان، شهروندی، احکام فقهی.
تحول پذیریِ قرارداد ذمّه با پیدایش حقوق شهروندی مدرن
موضوع: احکام فقهی، اهل ذمه (Dhimmis)، اهل کتاب (People of the Revealed Book)، زردشتیان (Zoroasteries)، شهروندی، مسیحیت (Christianity)، یهود
تاریخ نشر: 1395
آدرس اینترنتی: https://jfiqh.um.ac.ir/article_30963.html
ناشر: فصلنامه فقه و اصول، تابستان 1395، شماره 105، ص.: 89-115.
فایلهای پیوست
📎 JFIQH_Volume 48_Issue 2_Pages 89-115
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
