انصاف برای رفع اختلاف توسط قاضی یا داور، گاه به عنوان یک اصل کلی حقوقی ( ” اصل انصاف ” ) و گاه به عنوان اصول عالی اخلاقی، که می تواند قواعد حقوقی را کنار بزند ( ” اصول عدل و انصاف ” )، مورد استفاده قرار می گیرد. فارغ از ترتب ثمره عملی بر تمایز بین این دو مفهوم، آنچه مسلم است اینکه آنها از جهات مختلف با هم متفاوتند. خاستگاه اصل انصاف در مفهوم امروزی، در حقوق داخلی به نظام رومی ژرمنی از 1625 میلادی، برگرفته از دیدگاه ارسطو در این باره، و در حقوق بین الملل به 1920 بر می گردد. حل منصفانه بر مبنای اصول عدل و انصاف در حقوق داخلی، متأثر از قواعد داوری آنسیترال، به 1967 و در حقوق بین الملل، به 1920 مربوط می شود. اصل انصاف معمولا یک هنجار قانونی است که در مقام تصمیم به عنوان بخشی از قانون مدنظر قرار می گیرد، اما ماهیت اصول عدل و انصاف یک نوع آزادی عمل در قضاوت است که قاضی، خارج از قلمرو قواعد حقوقی، تصمیم گیری می نماید. در حالیکه توسل به اصل انصاف، اغلب نیاز به رضایت طرفین اختلاف ندارد، استفاده از اصول عدل و انصاف در هرحال نیازمند چنین رضایتی است. انصاف در حقوق ایران، جز در بند 3 ماده 27 قانون داوری تجاری بین المللی، به عنوان یک اصل کلی حقوقی، آن هم غالبا به طور ضمنی، کم و بیش در قوانین و یا رویه قضایی مورد توجه قرار گرفته است.
واژههای کلیدی: اصل انصاف، اصول عدل و انصاف، حقوق های ملی، حقوق بین الملل
بررسی تطبیقی اصل انصاف و اصول عدل و انصاف
موضوع: حقوق -- ایران (Law -- Iran)، حقوق ایران، حقوق بین الملل (International law)، قاعده عدل و انصاف -- ایران (Equity -- Iran)، قاعده عدل و انصاف (Equity)
نویسنده / مولف: مسعود البرزی ورکی، مطیعی، انسیه
تاریخ نشر: 1397
ناشر: فصلنامه پژوهش های حقوق تطبیقی، پاییز 1397، شماره 3، ص.: 137-161.
آدرس اینترنتی: https://ensani.ir/fa/article/391486
فایلهای پیوست
📎 1556436248-9565-97-3-6
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
