فقه شیعه به عنوان میراث ماندگار فقهای پیشین، بر بستر مبانی و اصولی، تدوین شده که همواره پاسخگوی نیازهای جوامع بوده است و گرچه فقیهان در بسیاری از ادوار به جهت رعایت ضرورتهای زمانه، پاسخگویی به امور دینی و مؤمنانه شریعتمداران را مورد عنایت قرار داده اند، لکن این به معنای اختصاص فقه به امور فردی مکلّفان نبوده و مبانی و اصول ثابت فقه، مفید جایگاه حکومتی فقه در راستای اداره مطلوب جامعه به سوی سعادت مادّی و معنوی است که از سوی برخی فقیهان نیز مدِّ نظر قرار گرفته است. با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام سیاسی با محوریّت فقه شیعه، بسیاری از ظرفیّت های بالقوّه و بالفعل فقه؛ مانند فقه حکومتی در سایه مبانی مکتب فقهی امام خمینی1، به رشد و توسعه مناسبی، دست یافت. امام خمینی با «نگرشی فراشمول به فقه»، «احتساب حکومت به عنوان فلسفه عملی فقه»، «ارائه نظریه ولایت مطلقه فقیه» و «تأکید بر مؤلفه هایی، مانند مصلحت، زمان و مکان، حکم حکومتی»، گستره ای از اختیارات که مفید اداره مطلوب دینی و دنیوی جامعه بوده و مفید کارآمدی نظام دینی در اداره مطلوب جامعه است را برای فقیه در عصر غیبت، اثبات کرده و عملاً ضمن استحکام بخشیدن جایگاه فقه حکومتی در فقه شیعه، آن را توسعه داده است.
واژههای کلیدی: مصلحت، فقه، حسبه، ولایت مطلقه فقیه، فقه سیاسی، فقه حکومتی، ولایت عامه فقیه
امام خمینی و ارتقاء جایگاه فقه حکومتی
موضوع: حسبه (فقه)، فقه حکومتی، فقه سیاسی (Political Islamic Jurisprudence)، فقه مقاصدی (Maqāṣid (Islamic law))، مصلحت (فقه)، ولایت عامه فقیه، ولایت فقیه (Wilāyat al-faqīh)، ولایت مطلقه (Absolute Authority)
نویسنده / مولف: ایزدهی، سید سجاد
تاریخ نشر: 1391
آدرس اینترنتی: https://ensani.ir/fa/article/320603
ناشر: فصلنامه حکومت اسلامی، تابستان 1391، شماره 2، ص.: 57-86.
فایلهای پیوست
📎 58.pdf
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
