استرداد عوضین به عنوان مهمترین اثر فسخ, در نظام حقوقی ایران و آمریکا بطور یکسان قبل از حق فسخ شناسایی شده است؛ در نظام حقوقی ایران, ابتدا فقهاء به حق فسخ به عنوان مبنای استرداد عوضین پی بردند و کوشیدند آن را معرفی و احکام متعددش را تحلیل نمایند و در نظام حقوقی آمریکا به دلیل مشکلات و تشتت آراء در رویه قضائی, نظریه پردازان آن نظام حقوقی طی یک دهه گذشته حق فسخ را به عنوان مبنای استرداد عوضین شناسائی نموده اند. هم چنین, فقهاء و حقوق دانان به طور عمده سعی کرده اند حق فسخ را با دو مبنای حکومت اراده و یا قاعده لاضرر به رسمیت بشناسند در حالی که در نظام حقوقی آمریکا این حق بیش از هر امر دیگر مبتنی بر نظریه پیش گیری از دارا شدن ناعادلانه است. در این نوشتار, بدوا روند شناسائی حق فسخ در هر یک از دو نظام حقوقی بررسی شده و سپس مبنای حق فسخ در نظام حقوقی ایران و آمریکا به صورت تطبیقی مطالعه شده است. فرایند طی شده در دو نظام حقوقی-اگرچه این امر در نظام حقوقی آمریکا با فاصله تاریخی زیاد رخ داده-این امر را اثبات می کند که حقوقدانان کامن لا به دلیل فقدان نظریه منسجم در زمینه خیارات و در نتیجه تشتت آراء محاکم به هنگام عهد شکنی یکی از طرفین عقد, در حال نزدیک شدن به نظریه عمومی خیارات در نظام های حقوقی نوشته هستند.
واژههای کلیدی: استرداد، حق فسخ، قاعده لاضرر، دارا شدن ناعادلانه
از «استرداد» تا «فسخ»: مطالعه تطبیقی سیر تاریخی شناسائی حق فسخ و مبنای آن در نظام حقوقی ایران و آمریکا
موضوع: استرداد مجرمین (فقه) (Extradition (Islamic law))، حق فسخ، دارا شدن ناعادلانه، قاعده لاضرر (Lazarar formula (Islamic law))
نویسنده / مولف: شیخ، جواد، صادقی مقدم، محمد جواد
آدرس اینترنتی: https://ensani.ir/fa/article/415476
تاریخ نشر: 1398
ناشر: فصلنامه دانش حقوق مدنی، بهار و تابستان 1398، شماره 15، ص.: 19-30.
فایلهای پیوست
📎 1580735069-9934-98-1-3
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
