مرگ مغزی شامل از بینرفتن کامل و غیر قابل برگشت فعالیتهای مغزی است که با کمای عمیق، آپنه و عدم وجود تمامی رفلکسهای ساقه مغز مشخص میشود. مسأله پیوند عضو علاوه بر این که یکی از مسائل قابل بررسی و تحلیل در عالم پزشکی است در عالم فقه و حقوق هم مسألهای بسیار مهم و درخور توجه است، خصوصاً در فقه مسأله با حساسیت زیادی مطرح گردیده است و از آنجا که این عمل به تمامیت جسمانی افراد مرتبط است و در احکام وظیفه شرع مقدس به انسان و تمامیت جسمانی او به عنوان اشرف مخلوقات و خلیفهالله اهمیت ویژه داده میشود. ریشه چالشهای اخلاقی موجود در زمینه اهدای عضو در بیماران مرگ مغزی در این است که مذاهب و فرهنگهای مختلف نمیتوانند به راحتی بپذیرند که فردی که دارای علائم حیاتی است، میتواند مرده باشد و قبول این موضوع به خصوص به وسیله نزدیکان فرد بسیار مشکل است. دودلی و ترس موجود، ناشی از شک در تشخیص دقیق زمان مرگ مغزی نیست، بلکه ناشی از تشخیص زودرس مرگ فرد و اهدای زود هنگام اعضای او میباشد. از آنجایی که پیوند اعضا دارای نقش حیاتی در نجات جان انسانها دارد و شرع مقدس نیز حیات و سلامت آدمی را به عنوان اهم واجبات مورد عنایت خاص خود قرار داده است، میتوان گفت با شناخت صحیح انسان، حدود و حریم پژوهش، آموزش و درمان انسان مشخص خواهد گردید و تأمین سلامت جامعه و ادامه حیات طیبه انسانی در گرو این شناخت است. همچنین برای افزایش آگاهی و نگرش مثبت کادر پزشکی و اقشار جامعه، نسبت به اهدای عضو، توصیه میگردد برنامههای آموزشی لازم در این خصوص مورد توجه قرار گیرد. در این مقاله برآنیم، تا ضمن بیان استدلال موافقین و مخالفین پیوند اعضا از مردگان مغزی به بیان مبانی حقوقی پیوند اعضا بپردازیم.
واژه های کلیدی: آگاهی، اعتماد به پزشکان، اهدای عضو، پیوند اعضا، مرگ مغزی.
مبنای حقوقی اهدای اعضای بیماران مرگ مغزی
موضوع: آگاهی (Awareness)، اهدای اندام ها و بافت ها (Donation of organs, tissues, etc)، پیوند اعضا (Organ Transplantation)، مرگ مغزی (Brain death)
ناشر: فصلنامه حقوق پزشکی، زمستان 1399، شماره 55، ص.: 69-87.
تاریخ نشر: 1399
آدرس اینترنتی: https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/746726
فایلهای پیوست
📎 8.pdf
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
