مقاله فارسی

عرفى شدن دین، فرد، جامعه

نویسنده / مولف: شجاعی زند، علیرضا
URL: https://jpt.isca.ac.ir/article_21056
تاریخ نشر: 1378
ناشر: فصلنامه نقد و نظر، زمستان 1378، شماره 21-22، ص.: 188-321.
آدرس اینترنتی: http://jpt.isca.ac.ir/article_21056.html

عرفى شدن مفهومى است «وابسته‏»، مقوله‏اى است «تبعى‏» (1) و پدیده‏اى است «چندچهره‏» و «کثیرالابعاد». از آن حیث وابسته است که با فراهم آمدن بستر و شرایطى خاص و گردآمدن عواملى چند، به وقوع مى‏پیوندد و در این باب میان قائلان به جبرى و خطى بودن این فرآیند و معتقدان به محتمل‏الوقوع و متعددالمسیر بودن آن اختلافى نیست. مقوله‏اى تبعى است; زیرا ماهیت و نوعیت آن تابعى است از جوهره دین (2) ، گستره دینى بودن جامعه و میزان و عمق دیندارى افرادى که در چرخه این فرآیند قرار گرفته‏اند. و دقیقا همین تعاقب و تابعیت از دین و جامعه و فرد است که باعث چندچهرگى و ذوابعادى آن گردیده است; چرا که عرفى شدن فرآیندى است‏بى‏وقفه و دائم‏التزاید که با پیشروى تدریجى در سرزمین دین، مواقع و مواضع عدیده تحت اختیار آن را تصاحب مى‏کند و از این‏رو، در هر مرحله از پیشروى و برحسب موقعیت و موضعى که به اشغال درآورده است، صورت و جلوه متفاوتى را از خود نمایان مى‏سازد. از همین‏روست که در تعریف و تلقى از این مفهوم، با تعدد و تنوع چشم‏گیرى روبه‏رو هستیم. این تعدد اولا ناشى از کثرت صورتهاى دینى و وجود تنوع در جواهر ادیان است و در ثانى معطوف به جنبه و بعدى است که از نگاه نظریه‏پرداز، مهم و اساسى تلقى گردیده است. بدین معنا که در قالب تعریف، دسته‏اى از آنها بر «عوامل‏» پدیدآورنده و معد این فرآیند تاکید کرده‏اند; دسته‏اى به توصیف و تشریح خود «فرآیند» پرداخته‏اند; وبالاخره عده‏اى نیز به «نتایج‏» و پیامدهاى آن اشارت نموده‏اند. یکى دیگر از علل پدیدآمدن تعدد در تعریف عرفى شدن از آنجا سرچشمه مى‏گیرد که این فرآیند، به توالى یا به‏طور مستقل، از سه مسیر مختلف عبور مى‏کند و ناظر به سه عرصه «دین‏»، «فرد» و «جامعه‏» است. تمایزگذارى میان «عرفى شدن دین‏»، «عرفى شدن فرد» و «عرفى شدن جامعه‏» که کمتر مورد توجه جامعه‏شناسان دین قرار گرفته است، عامل مهمى در سامان‏بخشى به تعاریف فراوان ارائه شده از این مفهوم مى‏باشد; زیرا در گام نخست، این امکان را به‏وجود مى‏آورد که تعاریف موجود از این جنبه به سه دسته مشخص تفکیک شوند. در عین حال، این تمایزگذارى و تفکیک، کمک بسزایى به درک دقیق‏تر این مفهوم و تشخیص تفاوتهاى نه‏چندان آشکار نهفته در واقعیت‏خواهد نمود. به عنوان مثال، بحثهایى که همیلتون درباره عوامل تاثیرگذار بر فرآیند عرفى شدن از منظر وبر و برگر مطرح مى‏کند، به همین دلیل، یعنى عدم تفکیک میان دو عرصه «دین‏» و «جامعه‏»، مبهم و بى‏نتیجه باقى مانده است (1377: 9-296).

فایل‌های پیوست

📎 25.pdf

گراف ارتباطات محتوا

نویسنده / مولف موضوع