نظریه های موجهه حق این مفهوم را، مستقیم یا غیرمستقیم، بر اساس کرامت ذاتی انسان بنا می کنند. نظریه مبتنی بر اصلِ ماهویِ فلسفه ارزشِ ایمانوئل کانت قابل دفاع ترین نظریه در این حوزه می نماید. اصل یادشده بر غایت بودن حیات انسانی یا، به تعبیری سلبی، بر منع برخورد ابزاری با انسان دلالت می کند. لازمه این اصل “برابری ارزشی” انسان هاست. برابری ارزشی به نوبه خود مقتضی حمایت از برخی ادعاهای فردی و تضمین آنهاست. این ادعاها در تاریخ اندیشه و عمل انسان به «حق» (“حق داشتن” و نه “حق بودن”) شهرت یافته اند. پیداست «ارزش» حیات انسان مبنای «حق» اوست. پرسش اکنون این است که آیا منطقاً می توان از «دلیل» (ارزش حیات انسان) با عنوان «مدعا» (حقوق بنیادین انسان) یاد کرد؟ این پرسش به حق مصونیت ها در برابر حبس ناموجه، شکنجه، مجازات اعدام، برده داری یا ضرب و جرح یا به حق ادعاها بر غذا، پوشاک، سرپناه یا درمان باز نمی گردد، بل به بنیاد این حق ها روی دارد.
واژههای کلیدی: کرامت ذاتی انسان، برابری ارزشی، حق، دلیل، مدعا
«حق» یا «ارزش» حیات؟: نکاتی منطقی در باب ادعای حق بر حیات
موضوع: ارزش (Value)، ارزش های اخلاقی (Moral Values)، حق، حق حیات (Right to life)، حقوق انسان، حقوق بشر (Human Rights)، کرامت (Karamat)، کرامت ذاتی انسان
نویسنده / مولف: محمد راسخ
نویسنده: محمد راسخ
field_500: https://dx.doi.org/10.22034/jlr.2017.54388
آدرس اینترنتی: https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_54388.html
تاریخ نشر: 1396
ناشر: فصلنامه تحقیقات حقوقی، پاییز 1396، شماره 79، ص.: 75-98.
فایلهای پیوست
📎 حق یا ارزش حیات- راسخ
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
