مقاله فارسی

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه؛ با نگاهی به عملیات های استشهادی

با وقوع حادثه تروریستی 11 سپتامبر در سال 2001، تحولات شگرفی در حوزه روابط بین الملل روی داد و تروریسم به دغدغه­ ای جهانی تبدیل شد. این رویداد که توسط سازمان القاعده روی داد، تروریسم را با مذهب به خصوص اسلام پیوند داد و بنیادگرایان اسلامی رادیکال با آراء و عملکردهایشان مروج تروریسم مذهبی شدند. در این خصوص، مهم­ترین چهره فکری سید قطب بود که تاثیرات مستقیمی بر عملکردها و دیدگاههای سازمان القاعده ایفا نمود.این امر باعث شد تا غرب و در راس آن آمریکا با یک سوء تعبیر و در یک دیدگاه کلی آموزه­های اسلام را مروج تروریسم مذهبی معرفی نمایند. شیعه نیز به عنوان یکی از شاخه‌های اسلام، متهم به ترویج آموزه­های تروریسم مذهبی شد. در این مقاله ضمن بررسی آموزه­ها و دیدگاه­های بنیادگرایان اسلامی رادیکال و سازمان القاعده که باعث شکل­ گیری دیدگاه منفی غرب نسبت به آموزه­ های اسلام شده است، دیدگاه فقه سیاسی شیعه در ارتباط با تروریسم مذهبی بررسی می شود. بدین جهت دغدغه اصلی این مقاله که با بهره گیری از رویکرد توصیفی – تحلیلی به رشته تحریر درآمده است این است که فقه سیاسی شیعه چه دیدگاهی نسبت به تروریسم مذهبی دارد؟ و آیا آموزه­ های فقه سیاسی شیعه اصول تروریسم مذهبی را مورد تایید قرار می­دهد؟ فرضیه این مقاله بر این مبنا است که درآموزه­های فقه سیاسی شیعه اصولی وجود دارد که شاخص ­های تروریسم مذهبی را رد و غیر مشروع اعلام می­کند. همچنین در دوران معاصر شاهد گسترش عملیات­ های استشهادی از سوی مسلمانان می ­باشیم که بررسی دیدگاه فقه سیاسی شیعه در این مورد حساس می­باشد، چرا که دیدگاه های غربی این عمل را مصداق عملیات انتحاری و تروریسم قلمداد می­کنند.
واژه‌های کلیدی: تروریسم مذهبی، بنیادگرایی مذهبی رادیکال، سید قطب، القاعده، فقه سیاسی شیعه، عملیات استشهادی

فایل‌های پیوست

📎 5.pdf

گراف ارتباطات محتوا

نویسنده / مولف موضوع