اگر نوشتار سوفوکلس در خصوص نافرمانی مدنی را در جرگه مباحث فلسفی ندانیم و از آن بگذریم، از سقراط و نگاه ویژه فلسفی او در این باب نمی توان گذشت. او که از سوی حکومت آتن بهناحق به اعدام محکوم شده بود، حاضر نشد به پیشنهاد دوستانش عمل کند و با نافرمانی مدنی نسبت به حکم صادرشده، از زندان بگریزد؛ زیرا نافرمانی مدنی را امری خلاف فضیلت و قرارداد اجتماعی تلقی میکرد. ولی این دیدگاه مخالفانی سرسخت پیداکرد که معتقد بودند گاهی قوانین چنان ظالمانه میشوند که نافرمانی مدنی در برابر آن لازم و آخرین راهکار ممکن است. با توجه به این دو دیدگاه دربارۀ نافرمانی مدنی، پرسش اساسی این است که کدام رفتار در برابر حکم ظالمانه پسندیده است؟ آیا در برابر قانون ظالمانه به هر شکل ممکن باید سرفرود آورد یا میتوان با اعتراض نسبت به آن، حکومت را مجبور به اصلاحات کرد؟ در این مقاله میکوشیم با نقد و بررسی استدلالهای متفکران دورۀ یونان باستان و عصر روشنگری به پرسشهای مطرح پاسخ دهیم و تناقضاتِ درونیِ آنها را آشکار و پاسخ نهایی را مشخص سازیم.
واژههای کلیدی: نافرمانی مدنی، قرارداد اجتماعیف قوانین ظالمانه، وضع آغازین، عدالت اجتماعی
بررسی انتقادی نافرمانی مدنی از منظر برخی فیلسوفان یونان باستان و عصر روشنگری
موضوع: عدالت اجتماعی (Social Justice)، قرارداد اجتماعی (Social contract)، قوانین ظالمانه، نافرمانی مدنی (Civil disobedience)
نویسنده / مولف: آل بویه، علیرضا، سامانلو، ابوالفضل
URL: http://jpt.isca.ac.ir/article_68167
تاریخ نشر: 1398
ناشر: فصلنامه نقد و نظر، زمستان 1398، شماره 96، ص.: 76-107.
آدرس اینترنتی: http://jpt.isca.ac.ir/article_68167.html
فایلهای پیوست
📎 12.pdf
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
