اصل قابلیت اسقاط حق از جمله اصول پذیرفته شده در حقوق خصوصی است. هر صاحب حقی میتواند با امعاننظر در اصل حاکمیت اراده (ماده 10 قانون مدنی) و قاعده تسلیط (ماده 30 قانون مدنی) در قالب یک عمل حقوقی نسبت به اسقاط حق خود مبادرت نماید؛ مگر اینکه اسقاط مزبور، مخالف با قواعد و قوانین امری، نظم عمومی و اخلاق حسنه باشد. در آموزههای فقهی گزاره «الحقُّ قابلٌ لِلإسقاط» از جمله گزاره های کلی است که می توان از آن به عنوان یک قاعده فقهی یاد نمود. در خصوص ماهیت اسقاط حق و کیفیّات آن نظریات گونهگونی مطرح گردیده است امّا در نهایت میتوان اذعان نمود که حق چه در معنای سلطنت باشد و چه ملکیت یا نوع و مرتبه ای از آن، صاحب حق مالک و مسلط بر آن می باشد و اقتضای این امر، توانایی و قدرت صاحب حق بر إعمال انواع تصرّفات در حق است که از جمله این تصرفات اسقاط حق است. این پژوهش درصدد واکاوی ماهیت اسقاط حق و پذیرش آن به عنوان یک قاعده فقهی با دقّتنظر در نظریات فقهان و حقوقدانان میباشد که در نوع خود تحقیقی نو به حساب می آید.
واژه های کلیدی: حق، اسقاط، قاعده فقهی، حقوق قابل اسقاط.
بازپژوهی ماهیت اسقاط حق در فقه و حقوق
تاریخ نشر: 1400
آدرس اینترنتی: https://ijrj.babol.iau.ir/article_687043.html
ناشر: فصلنامه پژوهشهای فقه و حقوق اسلامی، پاییز 1400، شماره 65، ص.: 55-82.
فایلهای پیوست
📎 ماهیت اسقاط
گراف ارتباطات محتوا
نویسنده / مولف موضوع
